کریم سنجابی در یازدهم سپتامبر ۱۹۰۵ (شهریور ۱۲۸۴) در کرمانشاه، در خانوادهای کرد و از تیره سران ایل سنجابی به دنیا آمد. پدرش قاسمخان سردار ناصر، از رؤسای ایل کرد سنجابی بود. ایل سنجابی در منطقه ماهیدشت کرمانشاه سکونت داشت و از ایلات کهن کرد غرب ایران به شمار میرفت. کریم سنجابی از همان آغاز زندگی با ساختار ایلی و سنتهای کردی آشنا شد و این پیشینه در سراسر زندگی سیاسی او حضوری پایدار داشت.
تحصیلات ابتدایی خود را در مکتبخانه روستا و سپس در دبستانهای قصرشیرین و کرمانشاه پی گرفت. در سال ۱۲۹۹ به همراه سلیمانمیرزا اسکندری، از چهرههای سیاسی آن دوره، راهی تهران شد و در مدرسه علوم سیاسی به تحصیل پرداخت. پس از پایان تحصیلات متوسطه، وارد مدرسه حقوق شد و در رشته حقوق لیسانس گرفت. در سال ۱۳۰۷ در آزمون اعزام دانشجو به اروپا پذیرفته شد و عازم فرانسه گردید. در پاریس در رشته حقوق در دانشکده حقوق نانسی و سپس دانشگاه پاریس ادامه تحصیل داد و موفق به اخذ دکترای دولتی حقوق عمومی شد. پایاننامه دکترای او با عنوان «اقتصاد روستایی و نظام زمینداری در ایران» نشاندهنده توجه او به مسائل ساختاری ایران بود.
آغاز فعالیت دانشگاهی و سیاسی
کریم سنجابی در سال ۱۳۱۳ به ایران بازگشت و از سال ۱۳۱۴ در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به تدریس حقوق اداری مشغول شد. در سالهای ۱۳۲۳ تا ۱۳۲۵ ریاست دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران را بر عهده داشت. او همچنین مسئولیتهای مدیریتی چون معاونت اداره کل اوقاف، ریاست اداره حقوقی بانک ملی و ریاست اداره کل آمار و بررسیهای وزارت دارایی را تجربه کرد.
فعالیت سیاسی سنجابی از دهه ۱۳۲۰ شکل جدیتری به خود گرفت. او در سال ۱۳۲۸ در تأسیس جبهه ملی ایران نقش داشت، ائتلافی از احزاب و گروههای ملیگرا که حول محور محمد مصدق و هدف ملی شدن صنعت نفت شکل گرفت. سنجابی در کنار اللهیار صالح رهبری حزب ایران را بر عهده داشت، حزبی که در دهه ۱۹۵۰ گرایشی ملیگرا، ترقیخواه و چپگرا داشت و از منتقدان نفوذ شوروی در ایران بود. این حزب به یکی از ارکان اصلی جبهه ملی بدل شد.
همراهی با مصدق و دولت ملی
کریم سنجابی از حامیان وفادار محمد مصدق بود. در سال ۱۳۳۰ (۱۹۵۱) در دولت مصدق به وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش) منصوب شد، هرچند این مسئولیت کوتاه بود. در همان دوره، مصدق او را به عنوان داور ایرانی در دیوان بینالمللی دادگستری در پرونده شرکت نفت ایران و انگلیس برگزید. سنجابی یکی از نزدیکترین مشاوران و دوستان مصدق به شمار میرفت و در کنار او در مبارزات ملی شدن نفت حضور داشت.
در دوره هفدهم مجلس شورای ملی، سنجابی به نمایندگی از کرمانشاه وارد پارلمان شد. با این حال، عمر این دوره مجلس با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت مصدق به پایان رسید. پس از کودتا، سنجابی به همراه دیگر رهبران جبهه ملی برای مدتی بازداشت و سپس از فعالیت سیاسی محروم شد.
جبهه ملی دوم و مبارزه در دوران پهلوی
پس از حدود یک دهه رکود سیاسی، کریم سنجابی در شکلگیری جبهه ملی دوم در سال ۱۳۳۹ (۱۹۶۰) نقشی محوری ایفا کرد. این جبهه به عنوان چتر سازمانی برای نیروهای ملیگرا و مخالف حکومت شاه پدید آمد و سنجابی یکی از رهبران اصلی آن بود. فعالیتهای جبهه ملی دوم با محدودیتهای شدید حکومت پهلوی روبهرو شد و بسیاری از رهبران آن از جمله سنجابی بارها بازداشت یا ممنوعالخروج شدند.
در دهه ۱۳۵۰، سنجابی به عنوان یکی از چهرههای شناختهشده اپوزیسیون ملی باقی ماند. با اوجگیری اعتراضات علیه حکومت شاه در سال ۱۳۵۷، او رهبری جبهه ملی را در داخل کشور بر عهده داشت. در همین دوره، سنجابی به پاریس سفر کرد و با آیتالله خمینی، که در تبعید به سر میبرد، دیدار و گفتوگو کرد. حاصل این دیدار انتشار بیانیهای سهمادهای بود که در آن خمینی و سنجابی بر پایان سلطنت پهلوی و استقرار حکومتی مبتنی بر اصول دموکراتیک تأکید کردند. این بیانیه که خمینی محتوای آن را تأیید کرده بود، به عنوان سندی مهم در همسویی بخشی از نیروهای ملی با رهبری مذهبی انقلاب تلقی میشود.
وزارت خارجه در دولت موقت انقلاب
پس از پیروزی انقلاب در بهمن ۱۳۵۷ و تشکیل دولت موقت به ریاست مهدی بازرگان، کریم سنجابی به عنوان وزیر امور خارجه ایران منصوب شد. این انتصاب در ۱۱ فوریه ۱۹۷۹ (۲۲ بهمن ۱۳۵۷) انجام گرفت و سنجابی نخستین وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران شد. در مصاحبهای با روزنامه کیهان در همان دوره، سنجابی اعلام کرد که جمهوری جدید یک دموکراسی با اقتصاد مختلط خواهد بود و صنایع اساسی «توسط بخش عمومی» اداره خواهند شد.
با این حال، عمر وزارت سنجابی کوتاه بود. در آوریل ۱۹۷۹ (فروردین ۱۳۵۸)، او از سمت خود استعفا داد. دلیل استعفای او، نارضایتی از عملکرد «کمیتهها»ی انقلابی که تحت کنترل کامل دولت نبودند و همچنین عدم خلع سلاح شبهنظامیان و گروههای مسلح بود. سنجابی در اعلام استعفای خود تأکید کرد که این اقدام به معنای تضعیف دولت نیست، بلکه نشاندهنده اختلاف نظر عمیق او با روند تحولات پس از انقلاب بود.
مخالفت با روند تثبیت قدرت مذهبی
پس از ترک وزارت خارجه، کریم سنجابی به یکی از منتقدان صریح روند تحکیم قدرت نیروهای مذهبی بدل شد. جبهه ملی ایران، که سنجابی رهبری آن را بر عهده داشت، از همان ماههای نخست پس از انقلاب، قانون اساسی پیشنهادی جمهوری اسلامی را به دلیل ویژگیهای ضددمکراتیک آن مورد انتقاد قرار داد. جبهه ملی به رهبری سنجابی، نظام در حال شکلگیری را «دیکتاتوری، فوقارتجاعی و افراطی» توصیف کرد.
در مه ۱۹۷۹ (اردیبهشت ۱۳۵۸)، رهبران جبهه ملی در بیانیهای، رژیم در حال تثبیت را «ارتجاعی و فاشیستی» خواندند. کریم سنجابی در همان دوره گفته بود: «ما باور داریم که نیرویی انحصارطلب و ارتجاعی در این کشور در حال شکلگیری است. این نیرو نمیتواند تاریخ گذشته ایران را نادیده بگیرد و انکار کند. نمیتواند مصدق یا اهمیت جنبش ملی شدن نفت را نفی کند… اتهامزنی و ارعاب ابزارهای اصلی این نیرو هستند.» این مواضع سنجابی را در تقابل مستقیم با جریان حاکم قرار داد.
یکی از نقاط عطف این تقابل، موضع سنجابی در قبال شاپور بختیار بود. هنگامی که بختیار در اواخر دوره سلطنت، ریاست دولت را پذیرفت، سنجابی بلافاصله او را از جبهه ملی اخراج کرد. این تصمیم نشاندهنده خط مشی سنجابی در حفظ فاصله جبهه ملی از هرگونه همکاری با ساختار سلطنت در حال فروپاشی بود.
تبعید و سالهای پایانی
فشارهای فزاینده بر منتقدان رژیم جدید، در نهایت کریم سنجابی را در سال ۱۹۸۲ (۱۳۶۱) به ترک ایران واداشت. او ابتدا به پاریس رفت و سپس در ایالات متحده آمریکا مستقر شد و در شهر کاربوندیل ایالت ایلینوی اقامت گزید. سنجابی در تبعید نیز به فعالیتهای سیاسی و روشنفکری خود ادامه داد و در مصاحبههای متعددی به شرح تجربیات و تحلیل تحولات ایران پرداخت. یکی از مهمترین این مصاحبهها در اکتبر ۱۹۸۳ در شهر چیکو در کالیفرنیا انجام شد که در آن سنجابی به تفصیل از پیشینه خانوادگی، تحصیلات، و مسیر سیاسی خود سخن گفت.
کریم سنجابی در ۴ ژوئیه ۱۹۹۵ (۱۳ تیر ۱۳۷۴) در سن ۸۹ یا ۹۰ سالگی در خانه خود در کاربوندیل ایلینوی درگذشت. همسرش فخرالملوک اردلان، خواهر علی اردلان (وزیر دارایی دولت موقت بازرگان)، پیش از او درگذشته بود. سنجابی چهار فرزند از خود به یادگار گذاشت.
میراث
کریم سنجابی یکی از چهرههای محوری تاریخ سیاسی معاصر ایران به شمار میرود که زندگی خود را وقف مبارزه برای استقلال ملی، حاکمیت قانون و آزادیهای سیاسی کرد. او از دوران ملی شدن نفت و همراهی با مصدق، تا رهبری جبهه ملی در سالهای منتهی به انقلاب، و سپس نقد صریح روند تحکیم قدرت در جمهوری اسلامی، همواره به اصولی پایبند ماند که در طول دههها فعالیت سیاسی خود ترسیم کرده بود. سنجابی نماینده نسلی از روشنفکران و سیاستمداران ایرانی بود که میان سنت و تجدد، میان هویت ایلی و کردی خود و آرمانهای ملی، و میان وفاداری به مصدق و نقد رژیم جانشین، مسیری مستقل و پرتنش را پیمودند. او در خاطرات خود تصریح کرد که همواره یک ملیگرای مصدقی بوده و در تمام مراحل زندگی سیاسی، آرمانهای جنبش ملی شدن نفت را معیار عمل خود قرار داده است.