اندونزی: مجمع‌الجزایری برای ملاقات جهان‌های موازی

تصور کنید کشوری که نه از یک تکه زمین، بلکه از بیش از هفده هزار جزیره تشکیل شده است؛ کشوری که در آن می‌توان در یک روز از معابد بودایی بازدید کرد، در بازارهای شناور چانه زد، اژدهای کومودو را در حیات وحش دید و در آتشفشان‌های فعال کوهنوردی کرد. این کشور اندونزی است، بزرگترین مجمع‌الجزایر جهان که مانند گردنبندی زمردین در امتداد خط استوا پهن شده است. اندونزی فقط یک کشور نیست، بلکه یک قاره کوچک است که در آن آسیا و اقیانوسیه به هم می‌رسند، فرهنگ‌ها در هم می‌آمیزند و طبیعت با خشم و زیبایی همزمان خودنمایی می‌کند. این سرزمین که روزگاری قلب پادشاهی‌های بزرگ هندو و بودایی بود و بعدها به مرکز سلطان‌نشین‌های قدرتمند اسلامی تبدیل شد، اکنون به عنوان سومین دموکراسی بزرگ جهان و یک قدرت اقتصادی نوظهور، نقش تعیین‌کننده‌ای در معادلات قرن بیست و یکم ایفا می‌کند. در این سفر مکتوب، قصد داریم از لایه‌های پیچیده تاریخ، فرهنگ، طبیعت و سیاست این کشور شگفت‌انگیز عبور کنیم تا بفهمیم چرا اندونزی را باید مقصد نهایی کنجکاوی بشر دانست.

فهرست مطالعه

معماری شگفت‌انگیز جغرافیا: جزایری که جهان را ساختند

برای درک اندونزی، ابتدا باید مقیاس آن را فهمید. این کشور پهنه‌ای به وسعت پنج هزار و دویست کیلومتر از شرق تا غرب را می‌پیماید، تقریباً به اندازه فاصله لندن تا تهران. از این هفده هزار جزیره، تنها حدود شش هزار جزیره مسکونی هستند و بقیه یا صخره‌های مرجانی کوچک‌اند یا جنگل‌های بکر دست‌نخورده. موقعیت این مجمع‌الجزایر بر روی کمربند آتش اقیانوس آرام، آن را به سرزمینی تبدیل کرده که دائماً در حال تغییر و تحول است؛ جایی که زمین می‌لرزد، آتشفشان‌ها فوران می‌کنند و سونامی‌ها خطوط ساحلی را دوباره ترسیم می‌کنند.

سه جزیره اصلی یعنی سوماترا، جاوه و کالیمانتان (بخش اندونزیایی بورنئو) به همراه سولاوسی و پاپوآ، ستون فقرات این کشور را تشکیل می‌دهند. جاوه با وجود اینکه تنها هفت درصد مساحت کشور را دارد، خانه بیش از صد و پنجاه میلیون نفر است و لقب پرتراکم‌ترین جزیره جهان را یدک می‌کشد. در مقابل، پاپوآ در شرق، پهناور و وحشی است؛ جنگل‌های انبوه آن میزبان قبایلی است که تا چند دهه پیش با دنیای بیرون تماسی نداشتند. این تضاد جغرافیایی، اندونزی را به آزمایشگاهی برای مطالعه چگونگی سازگاری انسان با طبیعت بدل کرده است.

خاک این جزایر حاصلخیزترین خاک‌های جهان است. خاکستر آتشفشانی که از دهانه‌های فعال مانند کوه مِرپی و کوه برومو به بیرون پرتاب می‌شود، زمین را برای کشت برنج، قهوه و ادویه ایده‌آل کرده است. همین حاصلخیزی بود که قرن‌ها پیش، دریانوردان پرتغالی و هلندی را برای فتح جزایر ادویه (مالوکو) به این آب‌های خطرناک کشاند و مسیر تاریخ جهان را برای همیشه تغییر داد.

موزاییک نژادها و زبان‌ها: وحدت در کثرت

شاید هیچ شعاری در جهان به اندازه شعار ملی اندونزی، “بهینکا تونگگال ایکا” (Bhinneka Tunggal Ika) که به معنای “وحدت در کثرت” است، برازنده یک ملت نباشد. تصور کنید کشوری را با بیش از سیصد گروه قومی و بیش از هفتصد زبان زنده. این تنوع به قدری بالاست که گاه ساکنان دو روستای مجاور زبان یکدیگر را نمی‌فهمند. در چنین آشوبی از تفاوت‌ها، این زبان اندونزیایی بود که به عنوان نیروی چسباننده عمل کرد. این زبان که ریشه در زبان مالایی دارد، نه زبان قوم حاکم (جاوه‌ای‌ها) بلکه زبانی بازرگانی بود که به سرعت در سراسر مجمع‌الجزایر پذیرفته شد و اکنون میلیون‌ها نفر را به هم پیوند می‌دهد.

قومیت‌های اصلی هر کدام داستانی برای گفتن دارند. جاوه‌ای‌ها به عنوان بزرگترین گروه، فرهنگ درباری پیچیده‌ای دارند که در ظرافت باتیک و آرامش موسیقی گاملان نمود پیدا می‌کند. سوندانی‌ها در غرب جاوه، شاداب‌تر و زمینی‌ترند و موسیقی دانگدوت آنها ضربان قلب مهمانی‌های خیابانی است. باتاک‌ها در شمال سوماترا به صراحت لهجه معروفند، مینانگ‌ها مادرتبارترین جامعه بزرگ مسلمان جهان را دارند و بالیایی‌ها هندوهایی هستند که زندگی خود را وقف مراسم و هنر کرده‌اند. هر مهاجرت، هر تجارت ادویه و هر استعمارگری، لایه‌ای جدید بر این پازل فرهنگی افزوده است، از چینی‌های اندونزیایی که نبض اقتصاد را در دست دارند تا اعراب که ردپای اسلام را در این سرزمین عمیق کردند.

سایه‌های تاریخ: از امپراتوری ماجاپاهیت تا استقلال

تاریخ اندونزی تاریخِ تسلط بر آب‌هاست. در قرن‌ها پیش، این جزایر متفرق نبودند، بلکه شبکه‌ای تجاری تحت کنترل پادشاهی‌های هندویی شده بودند. اوج این شکوه در امپراتوری ماجاپاهیت (قرن سیزدهم تا شانزدهم) تجلی یافت. بر اساس حماسه “ناگاراکرتگاما” ، این امپراتوری تحت رهبری نخست‌وزیر افسانه‌ای، گاجا مادا، سوگند یاد کرد که تمام مجمع‌الجزایر را متحد کند؛ سوگندی که به “سوگند پالاپا” معروف شد و بنیان ایده اندونزی متحد مدرن را بنا نهاد.

اما بادهای تغییر وزیدند. بازرگانان مسلمان از گجرات و عربستان، اسلام را به سواحل آوردند. اسلام در اینجا به آرامی و از طریق تجارت و ازدواج نفوذ کرد، نه با شمشیر. تا قرن شانزدهم، ماجاپاهیت فروپاشید و سلطان‌نشین‌های قدرتمند اسلامی مانند ماتارام در جاوه و آچه در سوماترا سر برآوردند. سپس اروپایی‌ها از راه رسیدند. کمپانی هند شرقی هلند (VOC) با ترکیبی مرگبار از فریب، خشونت و سیاست‌های تقسیم و حکومت، کنترل تجارت ادویه را در دست گرفت و برای نزدیک به سیصد و پنجاه سال، این سرزمین را تحت استعمار بیرحمانه خود درآورد.

قرن بیستم، قرن بیداری بود. سوکارنو، خطیب آتشین، به همراه محمد حتی، استقلال را در هفدهم اوت 1945 اعلام کرد. این استقلال رایگان نبود؛ انقلاب ملی اندونزی چهار سال خونین به طول انجامید تا هلندی‌ها سرانجام در سال 1949 حاکمیت را به رسمیت شناختند. سوکارنو سپس رؤیای عظمت را با میزبانی کنفرانس باندونگ در سال 1955 دنبال کرد، جایی که رهبران جهان سوم گرد آمدند تا جنبش عدم تعهد را پایه‌گذاری کنند.

پس از دوره‌ای پرآشوب، سوهارتو با کودتایی خونین به قدرت رسید و “نظم نوین” را برای سی و دو سال مستقر کرد. دوران او با توسعه اقتصادی شگفت‌انگیز و همزمان سرکوب سیاسی بی‌رحمانه تعریف می‌شود. سقوط سوهارتو در سال 1998 در میان بحران مالی آسیا و اعتراضات دانشجویی، دریچه‌های اصلاحات را گشود و اندونزی را به دموکراسی پرشور و پرجنب‌وجوش امروزی تبدیل کرد.

فلسفه زندگی: پانچاسیلا و روح جمعی

زندگی در مجمع‌الجزایری با چنین تنوع سرسام‌آوری، نیازمند یک فلسفه متحدکننده است و این فلسفه پانچاسیلا نام دارد. پانچاسیلا (پنج اصل) که توسط سوکارنو در آستانه استقلال ارائه شد، چسب ایدئولوژیک کشور است. این پنج اصل عبارتند از:

  • اعتقاد به خدای یکتا
  • انسانیت عادلانه و متمدن
  • اتحاد اندونزی
  • دموکراسی هدایت‌شده با خرد در نمایندگی
  • عدالت اجتماعی برای همه مردم

این اصول شاید انتزاعی به نظر برسند، اما در زندگی روزمره کاملاً ملموس‌اند. مفهوم “گوتونگ رویونگ” به معنای همکاری و کمک متقابل، قلب تپنده جامعه اندونزی است. وقتی همسایه‌ای سقف خانه‌اش خراب می‌شود، همه دهکده جمع می‌شوند تا بدون چشمداشت مالی کمک کنند. این حس جمع‌گرایی در تضاد آشکار با فردگرایی غربی است. یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید: “سنگین همان سبک می‌شود اگر با هم حملش کنیم، سبک هم سنگین می‌شود اگر به تنهایی حملش کنیم.” این نگاه نه تنها در روابط همسایگی، بلکه در فضای سیاسی نیز رسوخ کرده و نظام مشاوره و اجماع (Musyawarah dan Mufakat) را به تصمیم‌گیری‌های اکثریتی ترجیح می‌دهد.

زیارتگاه‌های روح: دین و معنویت در مجمع‌الجزایر

اندونزی با داشتن بزرگترین جمعیت مسلمان جهان (حدود 87 درصد)، یک کشور اسلامی است، اما اسلامی که بر بستر عرفان و سنت‌های کهن نشسته است. اسلام در اندونزی با تصوف پیوندی عمیق خورده است. زیارتگاه‌های نه ولی مقدس که اسلام را در جاوه گسترش دادند، هنوز هم مملو از زائرانی است که به کرامات آنها باور دارند. این “اسلام نوسانتارا” (اسلام مجمع‌الجزایری) رنگ و بوی بومی دارد، جایی که مراسم سلامتان (ضیافت دعای شکرگزاری) تلفیقی از دعای قرآنی و باورهای جان‌پرستی نیاکان است.

اما اندونزی فقط مسلمانان نیست. به جزیره بالی سفر کنید، جایی که هندوئیسم بالیایی، نسخه‌ای منحصربه‌فرد و آغشته به آیین نیاپرستی است. در اینجا، زندگی چیزی جز پیشکش نیست. هر روز صبح، زنان بالیایی سبدهای کوچکی از گل و برنج به نام “چانانگ” را درب خانه‌ها، معابد و حتی چهارراه‌ها قرار می‌دهند. این فرهنگ چنان غنی است که بالی را به یک موزه زنده معنویت تبدیل کرده است.

در شرق دور، در فلورس و پاپوآ، مسیحیت کاتولیک و پروتستان غالب است. اما حتی اینجا نیز ایمان با فرهنگ پیوند خورده؛ در مراسم عید پاک در لارانتوكا، مجسمه مسیح را با قایق‌هایی تزئین شده در دریا می‌چرخانند. و فراموش نکنیم که اندونزی زادگاه یکی از بزرگترین بناهای بودایی جهان، معبد بوروبودور است. این ماندالای عظیم سنگی در قرن نهم ساخته شد و نشان می‌دهد که چگونه این مجمع‌الجزایر پیش از ورود اسلام، مرکزی پرقدرت برای یادگیری بوداگرایی مهایانه بوده است. تحمل و مدارای مذهبی در اندونزی علیرغم چالش‌های گاه‌وبیگاه، یک ضرورت تاریخی و یک واقعیت زنده است.

سمفونی طعم‌ها: سفری در دل آشپزی اندونزیایی

غذای اندونزیایی آینه‌ای از تاریخ تجارت و استعمارش است؛ جسور، تند، شیرین و به شدت پیچیده. بحث درباره این آشپزی را باید با “سامبال” شروع کرد. سامبال فقط یک چاشنی نیست، یک وسواس ملی است. ده‌ها نوع سامبال وجود دارد: از سامبال ماتا (فلفل خرد شده خام) گرفته تا سامبال ایجو (فلفل سبز) و سامبال تراسی (خمیر میگوی تخمیر شده). این عشق به آتش نتیجه مستقیم فراوانی فلفل چیلی است که بازرگانان پرتغالی از قاره آمریکا آوردند؛ حال تصور کنید غذاهای هندی را بدون فلفل، یا غذاهای تایلندی را بدون تندی. فلفل پیش از قرن شانزدهم در آسیا وجود نداشت!

چند ستاره بی‌بدیل سفره اندونزیایی را مرور کنیم:

  • رندانگ: این خوراک گوشتی که اصالتاً از مینانگ‌ها است، ساعتها در شیر نارگیل و ادویه می‌پزد تا تقریباً خشک شود. طعم‌های علف لیمو، گالانگال، زنجبیل و زردچوبه چنان در بافت گوشت نفوذ می‌کنند که اخیراً در نظرسنجی‌های جهانی به عنوان لذیذترین غذای جهان انتخاب شد.
  • ساتِه: تکه‌های کوچک گوشت مرغ، بز یا گاو که روی زغال کباب می‌شوند و در سس بادام زمینی شیرین و غلیظ فرو برده می‌شوند. این غذا تأثیر فرهنگ عرب و هندی را فریاد می‌زند.
  • ناسی گورنگ: برنج سرخ‌شده ملی. این غذا که راه حل خلاقانه جلوگیری از دور ریختن برنج مانده است، با کِچاپ مانیس (سس سویای شیرین غلیظ اندونزی)، سیر و موسیر تفت داده می‌شود و یک تخم مرغ عسلی روی آن، کاملش می‌کند.
  • گادو گادو: سالادی شگفت‌انگیز از سبزیجات آبپز، توفو، تمپه (سویای تخمیر شده) و تخم مرغ که همگی در انبوهی از سس بادام زمینی گرم غرق شده‌اند.

نوشیدنی‌ها نیز داستان خود را دارند. کوپی لواک، معروف‌ترین قهوه جهان که از فضله نوعی گربه زباد دستچین می‌شود، در اینجا تولید می‌شود. در کنارش، چای یاس شیرین مخصوص مناطق جاوه و البته آب نارگیل جوان تازه که در هر گوشه خیابان یافت می‌شود.

هفت شگفتی طبیعی: از اژدهایان تا دریاچه‌های سه‌رنگ

طبیعت در اندونزی به سبک سینمایی و با شکوه عمل می‌کند. در اینجا فهرستی از هفت تجربه طبیعی که در هیچ جای دیگر جهان مانندش یافت نمی‌شود، ارائه می‌شود:

شگفتی طبیعی مکان چرایی خاص بودن
اژدهای کومودو پارک ملی کومودو بزرگترین مارمولک زنده دنیا، یک شکارچی رأس هرم که بزاق سمی دارد و می‌تواند بوفالو را شکار کند. رویارویی با او، قدم زدن در دوران ماقبل تاریخ است.
دریاچه‌های سه‌رنگ کلیموتو فلورس سه دریاچه دهانه آتشفشان در قله یک کوه که به طور مستقل و با گذشت زمان رنگ عوض می‌کنند. یکی می‌تواند امروز فیروزه‌ای باشد و فردا قهوه‌ای تیره. مردم محلی معتقدند ارواح مردگان بر اساس اعمالشان در این دریاچه‌ها ساکن می‌شوند.
جنگل‌های بارانی بورنئو کالیمانتان یکی از قدیمی‌ترین جنگل‌های بارانی جهان و پناهگاه اورانگوتان. هیچ چیز تماشای تاب خوردن این انسان‌میمون‌های باشکوه در میان درختان غول‌پیکر را نمی‌شکند.
آبشار تیگا سِکولاه سوماترا آبشاری به معنای واقعی کلمه حبس‌کننده نفس که از میان جنگل‌های انبوه به پایین می‌ریزد، اما زالوها و مسیر گل‌آلودش باعث شده انبوه گردشگران نتوانند به آن دسترسی پیدا کنند.
آتشفشان برومو جاوه شرقی طلوع خورشید از فراز دریای شن و دهانه دودکن برومو، یکی از نمادین‌ترین مناظر سیاره زمین است. این منطقه زیستگاه قوم تنگری است که هنوز آیین‌های هندویی کهن را اجرا می‌کنند.
مجمع‌الجزایر راجا آمپات پاپوآ بهشت غواصان. اعتقاد بر این است که این منطقه دارای غنی‌ترین تنوع زیستی دریایی روی زمین است. هزاران جزیره کوچک قارچی شکل از میان آب‌های شفاف بیرون زده‌اند.
دودکش‌های آبی کاوا ایجِن جاوه شرقی معدنی در دل یک دهانه که در آن معدنچیان گوگرد، شعله‌های آبی الکتریکی رنگ را شب‌ها در میان گازهای سمی حمل می‌کنند. منظره‌ای ماورایی و تا حدی جهنمی.

اقتصاد در حال ظهور: غول خفته آسیا بیدار می‌شود

اندونزی امروز برخلاف گذشته، دیگر فقط صادرکننده مواد خام نیست. این کشور با بیش از دویست و هفتاد میلیون نفر جمعیت، چهارمین کشور پرجمعیت جهان و یک بازار داخلی عظیم است که طبقه متوسط آن به سرعت در حال رشد است. این کشور عضو گروه بیست است و اقتصاد آن بزرگترین اقتصاد جنوب شرق آسیا به شمار می‌آید.

ستون‌های اصلی این اقتصاد را می‌توان در چند محور خلاصه کرد:

  • منابع طبیعی و انرژی: اندونزی بزرگترین صادرکننده زغال‌سنگ حرارتی و روغن پالم در جهان است. همچنین ذخایر عظیم نیکل آن، این کشور را به بازیگری کلیدی در زنجیره تأمین باتری‌های خودروهای الکتریکی تبدیل کرده است. سیاست جسورانه ممنوعیت صادرات سنگ معدن خام نیکل، غول‌های فولاد و باتری‌سازی چین را وادار به ساخت کارخانه‌های عظیم فرآوری در جزایر سولاوسی و هالماهرا کرد.
  • اقتصاد دیجیتال: این کشور زادگاه چندین یونیکورن (استارتاپ‌های میلیارد دلاری) مانند گوجِک و توکوپدیا است. از پیک موتوری گرفته تا بازار مالی دیجیتال، همه چیز در اپلیکیشن‌های موبایلی یکپارچه شده است. گوجِک که از یک مرکز تلفنی ساده برای تاکسی موتوری شروع شد، حالا یک ابربرنامه همه‌کاره است.
  • گردشگری: بالی تنها بخش کوچکی از ظرفیت گردشگری است. دولت در تلاش است با توسعه “ده بالی جدید” مانند د دریاچه توبا و لابوآن باجو، توریسم را از تمرکز بر یک جزیره خارج کند.

با این حال چالش‌ها کم نیستند. فساد اداری اگرچه نسبت به دوران سوهارتو بهبود یافته، همچنان یک مانع بزرگ است. زیرساخت‌های لجستیکی در کشوری متشکل از جزایر پراکنده، هزینه حمل و نقل را بسیار بالا برده است؛ به طوری که قیمت یک بطری آب در پاپوآ می‌تواند ده برابر قیمت آن در جاوه باشد.

پایتختی که غرق می‌شود: داستان جاکارتا و نوسانتارا

جاکارتا، پایتخت کنونی و کلان‌شهری با بیش از سی میلیون نفر جمعیت در حومه‌اش، نماد تمام خوبی‌ها و بدی‌های مدرنیزاسیون است. این شهر غول‌پیکر به معنای واقعی کلمه در حال غرق شدن است. استخراج بی‌رویه آب‌های زیرزمینی توسط ساختمان‌ها و هتل‌های لوکس، باعث شده زمین در شمال جاکارتا سالانه تا بیست و پنج سانتی‌متر پایین برود. بخش‌هایی از شهر اکنون زیر سطح دریاست و سیل‌های مرگبار امری عادی شده‌اند.

در پاسخ به این تهدید وجودی و برای تمرکززدایی از قدرت در جاوه، رئیس‌جمهور جوکو ویدودو جسورانه‌ترین پروژه تاریخ معاصر کشور را کلید زد: انتقال پایتخت. پایتخت جدید “نوسانتارا” نام دارد که در زبان محلی به معنای “مجمع‌الجزایر” است. این شهر از صفر در میان جنگل‌های بارانی کالیمانتان شرقی در جزیره بورنئو در حال ساخت است. وعده مسئولان، ساخت شهر جنگلی هوشمند است که با انرژی تجدیدپذیر کار کند و ردپای کربنی‌اش نزدیک به صفر باشد. اما این پروژه منتقدان بسیاری دارد؛ از محیط‌زیستی‌هایی که نگران نابودی زیستگاه اورانگوتان‌ها هستند گرفته تا اقتصاددانانی که هزینه سی و دو میلیارد دلاری آن را در بحبوحه تورم سنگین می‌دانند. سرنوشت نوسانتارا، بزرگترین قمار قرن جدید اندونزی خواهد بود.

فهرستی برای ماجراجویان: کارهایی که فقط در اندونزی می‌توان انجام داد

برای آنکه سفرتان را به این دیار برنامه‌ریزی کنید، در اینجا فهرستی از کارهای منحصربه‌فرد و به شدت محلی ارائه می‌شود که در کمتر جایی می‌توان تجربه‌شان کرد:

  • در بوروبودور به استقبال طلوع بروید: نیازی به بودایی بودن نیست. کافی است در تاریکی صبح از پله‌های این نیلوفر سنگی بالا بروید و از میان استوپاهای مشبک، طلوع خورشید را بر فراز دره جاوه تماشا کنید.
  • در مراسم تشییع جنازه در تانام توراجا شرکت کنید: در سولاوسی، قوم توراجا مرگ را جشن می‌گیرند. تشییع جنازه آنها می‌تواند هفته‌ها طول بکشد و با قربانی کردن ده‌ها بوفالو و رقص‌های آیینی همراه باشد. این یکی از پیچیده‌ترین فرهنگ‌های مرگ‌اندیشی در جهان است.
  • سوار قطار ارزان قیمت به مقصد باندونگ شوید: مسیر ریلی جاکارتا-باندونگ فقط یک جابجایی نیست. قطار از میان پل‌های دوران استعمار هلند، دره‌های سرسبز و شالیزارهای پلکانی عبور می‌کند.
  • شفا در خیابان‌ها را با غذا درمانی پیدا کنید: یک شب در جاکارتای مرکزی، کنار خیابان روی حصیر بنشینید و کِروپوک (نوعی چیپس میگو) را در سس تند بزنید. غذای خیابانی اینجا به قدری متنوع است که می‌توان یک ماه هر شب چیز جدیدی خورد.
  • با فیل‌ها در سوماترا همراه شوید: در پارک ملی وای کامباس، می‌توانید در کنار فیل‌های آموزش‌دیده و البته نیمه‌وحشی در جنگل قدم بزنید و شاید کرگدن‌های نادر را از دور ببینید.
  • در بازار شناور بانجارماسین چانه بزنید: در کالیمانتان، تجارت هنوز روی آب جریان دارد. زنان با کلاه‌های پهن مخروطی، قایق‌های چوبی را پر از میوه‌های استوایی می‌کنند و در طلوع خورشید با یکدیگر معامله می‌کنند.

“اندونزی سرزمینی است که آسمان آن با دریا عجین شده، ایمان آن در ادویه‌ها دم کشیده و تاریخش بر شانه‌های غول‌های سنگی و ارواح نیاکان ایستاده است. سفر به این مجمع‌الجزایر، سفر به عمق ریشه‌های تنوع انسانی است.”

در نهایت، اندونزی یک کشور نیست، یک وضعیت ذهنی است. این مکان به شما یادآوری می‌کند که جهان چقدر شگفت‌انگیز، چقدر متنوع و چقدر مقاوم است. از خاکستر آتشفشان‌ها، زندگی دوباره سر برمی‌آورد؛ از صدها زبان، یک ملت واحد زاده می‌شود؛ و از دل هزاران جزیره، رویایی به نام اندونزی شکل می‌گیرد.