رضاشاه پهلوی بنیانگذار سلسله پهلوی بود که با اصلاحات گسترده تلاش کرد ایران را مدرن کند. او در سالهای سلطنت خود راهآهن سراسری ساخت، ارتش نوین ایجاد کرد و بسیاری از نهادهای مدرن را پایهگذاری نمود. با این حال در شهریور ۱۳۲۰ و در میانه جنگ جهانی دوم، او مجبور به کنارهگیری از قدرت شد و تبعید گردید.
زمینه تاریخی و بیطرفی ایران
ایران در آغاز جنگ جهانی دوم سیاست بیطرفی اعلام کرده بود. رضاشاه امیدوار بود با این سیاست کشور را از درگیری مستقیم دور نگه دارد. اما موقعیت جغرافیایی ایران به عنوان پلی بین خاورمیانه و شوروی، آن را به هدفی استراتژیک برای متفقین تبدیل کرد. بریتانیا و شوروی به دنبال مسیر امن برای ارسال کمکهای نظامی به ارتش شوروی بودند که در برابر آلمان هیتلری جنگ سختی را تجربه میکرد.
روابط با آلمان و اتهامات متفقین
رضاشاه برای توسعه صنعتی و فنی به متخصصان آلمانی روی آورده بود. حضور تعداد قابل توجهی از اتباع آلمانی در ایران، بهانهای برای متفقین شد. بریتانیا و شوروی ادعا کردند که آلمانها در حال ایجاد شبکه جاسوسی و اختلال در خطوط تامین متفقین هستند. چندین اولتیماتوم به دولت ایران ارسال شد که خواستار اخراج آلمانیها بود. اما رضاشاه مقاومت کرد و این مقاومت، تنش را افزایش داد.
اشغال نظامی ایران
در نهایت نیروهای انگلو-شوروی بدون اعلام جنگ رسمی به خاک ایران حمله کردند. ارتش ایران که از نظر تجهیزات و سازماندهی در موقعیت ضعیفی قرار داشت، نتوانست مقاومت مؤثری نشان دهد. شهرهای شمالی توسط شوروی و مناطق جنوبی توسط بریتانیا اشغال شد. تهران به سرعت تحت فشار قرار گرفت و رضاشاه برای جلوگیری از ویرانی بیشتر کشور، تصمیم سختی گرفت.
کنارهگیری و آغاز تبعید
رضاشاه در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ از سلطنت کنارهگیری کرد و قدرت را به فرزندش محمدرضا پهلوی واگذار نمود. این تصمیم تحت فشار شدید نیروهای اشغالگر گرفته شد. او ابتدا امیدوار بود به کشوری خنثی مانند کانادا یا آرژانتین برود، اما بریتانیا مسیر دیگری را انتخاب کرد. رضاشاه ابتدا به هند و سپس به جزیره موریس تبعید شد. شرایط آب و هوایی گرم و مرطوب موریس برای سلامتی او که در سالهای آخر با مشکلات جسمی دست و پنجه نرم میکرد، مناسب نبود.
دلایل عمیقتر تبعید
متفقین معتقد بودند رضاشاه دیگر همکاری لازم را با آنها نخواهد داشت. بریتانیا نگران نفوذ آلمان در دربار و دولت ایران بود و میخواست کنترل کامل بر مسیرهای ارتباطی داشته باشد. علاوه بر این، برخی تحلیلها نشان میدهد که بریتانیا از قدرتگیری بیش از حد رضاشاه و استقلالطلبی او در سالهای اخیر ناراضی بود. تبعید او نه تنها راه را برای همکاری بیشتر ایران با متفقین هموار کرد بلکه تضمین کرد که یک شاه جوانتر و انعطافپذیرتر بر تخت بنشیند.
رضاشاه پس از مدتی از موریس به ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی منتقل شد. او در آنجا در چهارم مرداد ۱۳۲۳ درگذشت و هرگز نتوانست به ایران بازگردد. تبعید او نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بود که نشاندهنده تأثیر عمیق قدرتهای بزرگ بر سرنوشت کشورها در دوران جنگ است.
این رویداد همچنان مورد بحث مورخان قرار دارد و بسیاری آن را نمادی از از دست رفتن استقلال ایران در برابر فشارهای خارجی میدانند.