تصور کنید قدرتی مطلق در دستان شماست. میتوانید اختراعی را به جهان عرضه کنید که تمدن بشری را برای همیشه متحول کند، مرزهای دانش را فرو بریزد و انقلابی در ارتباطات ایجاد کند، و در عین حال میتوانید با یک حرکت ساده، تریلیونر شوید. اما شما راه سوم را انتخاب میکنید: آن را رایگان به تمام بشریت هدیه میدهید و سپس بقیهٔ عمرتان را در عذاب وجدان سپری میکنید، چون میبینید که همین هدیه چطور به ابزاری برای نظارت جمعی، نفرتپراکنی و نابودی حقیقت تبدیل شده است. این سرگذشت سِر تیموتی جان برنرز لی، فیزیکدان بریتانیایی و مخترع وب جهانگستر است؛ انسانی که شاید بیش از هر موجود زندهٔ دیگری در تاریخ، مدیونش هستیم، و در عین حال، شاید بیش از هر کس دیگری، از میراث خودش وحشتزده است. او یک قدیس در میان شیاطین سیلیکون ولی است، یک ضد-زاکربرگ واقعی، که حالا به یک مبارز خسته تبدیل شده و هر روز شاهد است چطور رویای زیبایش به کابوسی دیجیتالی بدل میشود.
معجزهٔ سرن: وقتی وب فقط یک پروژهٔ جانبی بود
برای درک تراژدی تیم برنرز لی، ابتدا باید عظمت کاری که کرد را فهمید. داستان از سرن (CERN)، آزمایشگاه فیزیک ذرات اروپا در مرز سوئیس و فرانسه، در سال ۱۹۸۹ شروع میشود. برنرز لی، یک فیزیکدان جوان و کمحرف بریتانیایی، با یک مشکل دیوانهکننده مواجه بود: حجم عظیمی از اطلاعات تحقیقاتی در کامپیوترهای مختلف سرن پراکنده بود و هر بار برای پیدا کردن یک داده باید با سیستمهای متفاوتی کار میکرد. او راهحلی نوشت که رئیسش آن را «مبهم اما جذاب» توصیف کرد؛ یادداشتی با عنوان «مدیریت اطلاعات: یک پیشنهاد».
برنرز لی سه فناوری بنیادین را کنار هم گذاشت که امروز بنیان زندگی دیجیتال ما هستند:
- HTML (زبان نشانهگذاری ابرمتن): زبانی برای نوشتن صفحات وب.
- URL (شناسهٔ منبع یکسان): آدرس منحصربهفرد هر صفحه.
- HTTP (پروتکل انتقال ابرمتن): قوانینی برای انتقال این صفحات بین کامپیوترها.
او همچنین اولین مرورگر وب و اولین وبسرور جهان را روی یک کامپیوتر NeXT — که متعلق به استیو جابز بود — نوشت. و سپس، در یک حرکت که در تاریخ سرمایهداری بیسابقه است، در آوریل ۱۹۹۳، سرن و برنرز لی اعلام کردند که فناوری وب برای همیشه رایگان و بدون هیچ حق امتیازی در اختیار عموم قرار میگیرد. این تصمیم، وب را از یک ابزار نظامی-دانشگاهی (مانند آرپانت) به یک کالای عمومی جهانی تبدیل کرد. اگر او این کار را نمیکرد، شاید امروز وب مانند سیستمعاملها به چند پلتفرم اختصاصی و گرانقیمت محدود میشد. او میتوانست صاحب همه چیز باشد، اما در عوض، واژهٔ “رایگان” را به “جهانی” ترجیح داد.
جدول قدیسان و شیاطین: میراثداران خیانتکار
وقتی برنرز لی وب را اختراع کرد، یک رویا داشت: یک فضای غیرمتمرکز، باز و دموکراتیک برای اشتراکگذاری دانش. اما امروز، غولهای فناوری آن رویا را ربودهاند. این جدول نشان میدهد چطور ایدههای او تحریف شدند:
| اصل اولیهٔ برنرز لی | واقعیت امروزین | مقصران اصلی | وب به عنوان یک کتابخانهٔ جهانی | وب به عنوان یک مرکز خرید دیجیتال و ماشین تبلیغاتی | گوگل و متا (تبدیل اطلاعات به کالای قابل فروش) | وب غیرمتمرکز (هر کس سرور خود را دارد) | وب متمرکز (۹۹ درصد دادهها روی سرورهای چند شرکت) | آمازون وب سرویس (AWS)، مایکروسافت آژور، گوگل کلود | ناشناسی نسبی و آزادی بیان | نظارت کامل و پروفایلسازی روانشناختی برای تبلیغات هدفمند | فیسبوک (متا) و شبکههای تبلیغاتی ردیاب | وبی برای همه، بدون دروازهبان | وب تکهتکه شده با فایروالهای ملی و سانسور دولتی | دولتهای اقتدارگرا و دموکراتیک (از چین تا ترکیه) | ایجاد جامعه و همدلی | ایجاد قطبیسازی سیاسی، افسردگی و اتاقهای پژواک الگوریتمی | توییتر، یوتیوب و الگوریتمهای مبتنی بر خشم |
|---|
فریاد در بیابان: کمپین «وب را نجات بدهیم»
برنرز لی برخلاف بسیاری از مخترعان که در قصرهای خود بازنشسته میشوند، تبدیل به یک فعال خشمگین شده است. او در سال ۲۰۱۹، با مشاهدهٔ وضعیت اسفناک خلقتش، کمپین «قرارداد برای وب» (Contract for the Web) را راهاندازی کرد. این یک مانیفست جهانی بود که از دولتها، شرکتها و شهروندان میخواست به اصولی برای نجات وب متعهد شوند. او در مصاحبهای آتشین گفت: «وب به یک میدان نبرد تبدیل شده که در آن، نابرابریهای اجتماعی تشدید میشود، نفرت مثل آتش گسترش مییابد و حریم خصوصی یک شوخی بیمزه است.»
او همچنین پروژهای فنی به نام سالید (Solid) را شروع کرد؛ تلاشی برای بازگرداندن مالکیت دادهها به دست کاربران. در دنیای سالید، هر کاربر یک پاد (Pod) شخصی دارد، یک فضای ذخیرهسازی آنلاین که کنترل کامل آن در دست خودش است و اپلیکیشنها (مثلاً فیسبوک یا گوگل) باید برای دسترسی به این دادهها از کاربر اجازه بگیرند، نه اینکه دادهها را روی سرورهای خودشان ذخیره کنند. این ایده مستقیماً اساس تجاری گوگل و فیسبوک را نشانه میرود. این یک ضدحملهٔ تمامعیار علیه سرمایهداری نظارتی است. اما مشکل اینجاست: چه کسی به حرف او گوش میدهد؟ گوگل و متا که قرارداد برای وب را امضا کردند، عملاً در حال نقض روزانهٔ بند بند آن هستند. تیم برنرز لی مثل کاساندرای اسطورههای یونان است: قدرت پیشبینی آینده را دارد، اما نفرین شده که هیچکس باورش نکند.
نقل قولهای یک پیامبر خسته
برنرز لی برخلاف مدیران سیلیکون ولی، در مصاحبههایش روح یک شاعر شکستخورده را دارد:
- اعتراف به گناه ساختاری: «ما وب را نساختیم که برای دموکراسی مشکل ایجاد کند. ما وب را برای همه چیز ساختیم… حالا باید آن را درست کنیم.» — این جمله نشاندهندهٔ بار سنگین مسئولیت بر دوش اوست.
- دربارهٔ هیولایی که خلق کرد: «وب به یک اتاق شکنجه بدل شده… جایی که اوباش آنلاین قربانیان خود را شکار میکنند.» — او از واژهٔ خشن شکنجه استفاده میکند، نه یک استعارهٔ نرم دانشگاهی.
- نفرین مهندس: «اگر پادشاه بودم، شاید میتوانستم قوانین را تغییر دهم. اما من یک مهندس هستم. من فقط میتوانم ابزار بسازم.» — یک اعتراف تکاندهنده به ناتوانی سیاسی در برابر هیولایی که مهندسی اش در دستانش بود.
- اخطار نهایی: «آنچه که ما امروز داریم، وب نیست. این یک سوءاستفادهٔ عظیم از وب است. ما باید وب واقعی را پس بگیریم.» — تمایز قائل شدن بین “وب واقعی” و جانشین شیطانیاش.
جنگ با عنکبوتها: خالق وب علیه پادشاهان سانسور
تیم برنرز لی نه تنها با غولهای تجاری، که با دولتها نیز در جنگ است. او یکی از معدود چهرههای تکنولوژی است که صریحاً فایروال بزرگ چین، سانسور گستردهٔ اینترنت در روسیه، و حتی لوایح جاسوسی دولتهای غربی (مانند پاتریوت اکت در آمریکا) را محکوم کرده است. او میگوید قطع کردن اینترنت یک کشور (مانند آنچه در ایران، میانمار یا سودان رخ داد) یک جنایت علیه بشریت است، نه یک ابزار سیاسی مشروع.
موضع او دربارهٔ بیطرفی شبکه نیز افسانهای است. او استدلال میکند که ارائهدهندگان اینترنت باید مانند شرکتهای آب و برق با همهٔ دادهها یکسان رفتار کنند. اگر اینترنت “بیطرف” نباشد، شرکتهای بزرگ میتوانند پول بدهند تا محتوایشان سریعتر بارگذاری شود، در حالی که استارتاپهای کوچک و وبلاگنویسان در خط کند گرفتار میشوند. این یعنی مرگ تدریجی نوآوری و تبدیل وب به یک تلویزیون کابلی گرانقیمت. او در این نبردها، اغلب تنهاست. چهرهای تکیده با موهای جوگندمی، که در راهروهای قدرت در داووس و بروکسل پرسه میزند و سعی دارد به قدرتمندان بفهماند که دارند تار عنکبوتی را پاره میکنند که کل تمدن مدرن روی آن بنا شده است.
میراث تلخ: قهرمان تراژیک عصر دیجیتال
تیم برنرز لی را باید تنها قهرمان واقعی تراژیک دنیای فناوری دانست. او برخلاف بیل گیتس که پس از سالها انحصارطلبی به بشردوستی روی آورد، یا مارک زاکربرگ که حریم خصوصی را “هنجار منسوخ” خواند، برنرز لی هرگز ثروتش را بر پایهٔ استثمار کاربران بنا نکرد. او یک آدم خوب واقعی است، و این دقیقاً تراژدی اوست. در دنیایی که قانونِ بقا بر اساس شرارت شرکتی نوشته میشود، یک قدیس نمیتواند برنده شود.
او نهایتاً یک مهندس است که سعی دارد یک مشکل سیاسی را با ابزارهای فنی حل کند. پروژهٔ سالید او نبوغآمیز است، اما از یک نقطهکور رنج میبرد: شرکتهای فناوری هرگز داوطلبانه مدل تجاری میلیارد دلاری خود را کنار نمیگذارند. با این حال، امید بشر به اوست. او نماد این حقیقت تلخ است که فناوری خنثی نیست؛ میتوان آن را برای آزادی ساخت، یا میتوان آن را برای بردگی دزدید. او نسخهٔ آزادی را ساخت، و ما اجازه دادیم دزدیده شود. حالا این پیرمرد بریتانیایی با عینک تهاستکانی و کت و شلوار ساده، در حالی که باید در جزیرهای شخصی بازنشسته میبود، هر روز صبح بیدار میشود تا زخمهای فرزند بیمارش، وب، را پانسمان کند، در حالی که کرکسهای سیلیکون ولی بالای سرش میچرخند. اگر تاریخ روزی قضاوت کند، شاید نام هیچ بنیانگذاری به اندازهٔ او بلند نباشد، اما عذاب وجدان هیچکس نیز به بزرگی عذاب او نخواهد بود.