هنر اسلامی یکی از غنیترین و تأثیرگذارترین سنتهای هنری در تاریخ بشریت است. این هنر که از دل یک جنبش دینی در شبهجزیره عربستان در سدهٔ هفتم میلادی سر برآورد، توانست در مدتی کوتاه، فرهنگی بصری خلق کند که از اسپانیا در غرب تا مرزهای چین در شرق گسترده یافت. هنر اسلامی هرگز صرفاً هنری دینی به معنای محدود آن نبوده است. این هنر، زبانی بصری برای بیان وحدانیت الهی (توحید)، نظم کیهانی و زیباییشناسی مبتنی بر عقلانیت و ایمان را توسعه داد. در این سفر هزارساله، به بررسی ریشهها، تحولات، شاخههای اصلی و میراث ماندگار این سنت هنری عظیم خواهیم پرداخت.
ریشهها و زمینههای شکلگیری
هنر اسلامی در خلأ متولد نشد. این هنر بر روی خرابهها و شالودههای تمدنهای کهن منطقه خاورمیانه و مدیترانه بنا شد. هنر بیزانس با شکوه معماری کلیساها و هنر موزاییککاریاش، و هنر ساسانی با مهارتش در سنگتراشی، پارچهبافی و فلزکاری، دو منبع اصلی الهام برای هنر نوپای اسلامی بودند. اما اسلام این عناصر را نه صرفاً تقلید، که مطابق با جهانبینی خود دگرگون کرد و به آنها روحی تازه بخشید.
نقش دین در شکلدهی به زیباییشناسی
جهانبینی اسلامی، بنیانهای خاصی را برای خلق اثر هنری تعیین کرد. مهمترین این بنیانها، پرهیز از شمایلنگاری یا بتسازی بود. اگرچه قرآن به صراحت هنر را منع نکرده است، اما احادیث و سنت پیامبر، مسلمانان را از ترسیم هر آنچه روح دارد (انسان و حیوان) در فضاهای مذهبی برحذر داشت تا مبادا موجب شرک شود. این محدودیت، هنرمند مسلمان را به سمت خلق زبانهای بصری بدیعی سوق داد که در آنها انتزاع، هندسه و نگارش (خوشنویسی) به عناصر اصلی تبدیل شدند. زیبایی در هنر اسلامی، نه در تقلید از طبیعت، که در کشف نظم پنهان جهان و انعکاس آن در قالبهای بیزمان و بیمکان جستجو میشد.
دورهٔ شکلگیری: خلافت اموی (۶۶۱-۷۵۰ میلادی)
با استقرار خلافت اموی در دمشق، هنر اسلامی اولین گامهای استوار خود را برداشت. امویان که وارثان تمدنهای کهن شام بودند، نیاز به خلق بناهایی شکوهمند برای مشروعیتبخشی به حکومت خود احساس میکردند. معماری مذهبی و غیرمذهبی آن دوره، نمایشی از قدرت و تلفیقی از عناصر بیزانسی و ساسانی بود.
گنبد صخره در بیتالمقدس: نخستین شاهکار
گنبد صخره که به دستور خلیفه عبدالملک مروان در سال ۶۹۱ میلادی در اورشلیم ساخته شد، قدیمیترین بنای مهم اسلامی است که تا به امروز باقی مانده است. این بنا، آرامگاه نیست، بلکه زیارتگاهی بر روی صخرهای مقدس است که در سنت یهودی و اسلامی جایگاهی ویژه دارد. معماری هشتضلعی آن برگرفته از کلیساهای بیزانسی است، اما تزئینات طلایی و موزاییکهای خیرهکنندهاش، پیامی تازه و پیروزمندانه از دین جدید را به جهانیان اعلام میدارد. در موزاییکهای آن، از نقوش گیاهی و هندسی به وفور استفاده شده و کتیبههای قرآنی به خط کوفی، بر الوهیت مسیح و برتری اسلام تأکید میکنند. گنبد صخره الگویی برای نسلهای آینده از تلفیق معماری و تزئینات غنی بر پایهٔ پیامهای دینی شد.
مسجد اموی دمشق: الگویی برای مساجد آینده
مسجد جامع دمشق که توسط خلیفه ولید بن عبدالملک در اوایل سدهٔ هشتم میلادی بنا شد، الگویی برای ساخت مساجد جامع در سراسر جهان اسلام گردید. این مسجد بر روی ویرانههای یک کلیسای بیزانسی (که خود بر روی یک معبد رومی ساخته شده بود) بنا شد. نقشهٔ آن شامل یک صحن وسیع (حیاط) و یک شبستان ستوندار (ایوان) در سمت قبله بود. گنبد آن (معروف به گنبد عقاب) بر فراز محراب و منارههای چهارگانهاش، نخستین نمونههای شناخته شده از مناره در معماری اسلامی هستند. دیوارهای مسجد با موزاییکهایی بدیع از مناظر طبیعی، رودخانهها، کاخها و درختان پوشیده شده که گویی تصویری از بهشت موعود را ترسیم میکنند. این موزاییکها که از هنر بیزانس وام گرفته شدهاند، نشاندهندهٔ تداوم سنتهای کهن در قالبی جدید هستند.
دوران شکوفایی: خلافت عباسی (۷۵۰-۱۲۵۸ میلادی)
با انتقال پایتخت از دمشق به بغداد در سال ۷۶۲ میلادی به دستور منصور دوانقی، مرکز ثقل جهان اسلام به سمت شرق تغییر یافت. دوران خلافت عباسی، عصر طلایی اسلام و نقطهٔ اوج شکوفایی علمی، فلسفی و هنری بود. تأثیر فرهنگهای ایرانی، بینالنهرینی و حتی آسیای میانه بر هنر این دوره، به وضوح قابل مشاهده است.
شهر تازهساز بغداد و سامرا
بغداد که با نام «مدینهالسلام» (شهر صلح) بنا شد، شهری گرد با طراحی مدور و برگرفته از شهرهای ساسانی بود. متأسفانه از این شهر باشکوه چیزی بر جای نمانده است. اما شهر سامرا که بعدها پایتخت عباسیان شد، با ویرانههای عظیم خود، از جمله مسجد متوکل با منارهٔ حلزونی شکل ملویه، شکوه و عظمت معماری عباسی را به نمایش میگذارد. در این دوره، سبک معماری و تزئینات به سمت انتزاع بیشتر و استفاده از گچبریهای پرکار با نقوش هندسی و گیاهی (اسلیمی) گرایش یافت که به سبک سامرا معروف است.
تحول در هنرهای صناعی
در دوره عباسی، هنرهای مرتبط با زندگی درباری و شهری رونق یافت. سفالگری اسلامی در این دوره متحول شد. هنرمندان عراقی با تقلید از سفالینههای زرینفام چین (لوستر) و سپس خلق تکنیکهای بدیعی چون سفال با لعاب زرینفام (لُستر)، انقلابی در این هنر ایجاد کردند. شیشهگری و فلزکاری نیز با تکنیکهای جدید و نقوش ظریف، به کمال رسیدند. پارچهبافی و تولید منسوجات فاخر (طراز) در کارگاههای دولتی، از دیگر جلوههای هنر این دوران بود.
هنر در سرزمینهای غربی: اندلس و مغرب
در حالی که خلافت عباسی در شرق حکومت میکرد، شاخهای از امویان در اندلس (اسپانیا) دولتی مستقل و پررونق تأسیس کردند. هنر اندلسی، آمیزهای بدیع از سنتهای اسلامی و فرهنگ محلی ایبریایی و تأثیرات شمال آفریقا بود.
مسجد جامع قرطبه (کوردوبا)
مسجد جامع قرطبه که ساخت آن در سال ۷۸۶ میلادی توسط عبدالرحمن اول آغاز شد، یکی از شگفتانگیزترین بناهای جهان اسلام است. توسعهٔ مرحلهای آن در طول سدهها، ساختاری پیچیده و رویایی پدید آورده است. شبستان ستوندار آن با صدها ستون مرمرین رنگارنگ و طاقهای دایرهای و نعل اسبی دوطبقه که بر روی هم سوار شدهاند، فضایی از جنگلی بینهایت و سرشار از نور را القا میکند. محراب غنی آن با موزاییکهای زرینفام و گچبریهای ظریف، از دیگر شاهکارهای این مسجد است. قرطبه نمادی از همزیستی و تبادل فرهنگی و نیز اوج معماری اسلامی در غرب است.
کاخ الحمرا در غرناطه (گرانادا)
کاخ الحمرا، آخرین دژ مسلمانان در اندلس و یادگار سلسلهٔ نصریان، اوج ظرافت و لطافت معماری اسلامی است. این مجموعهٔ کاخی که در دامنهٔ تپهای مشرف به شهر غرناطه بنا شده، تلفیقی از استحکامات بیرونی و فضاهای داخلی رویایی است. حیاط شیران با فوارهٔ مرکزی و طاقهای مقرنسکاری شده و حیاط موردها با حوض آینهگون و ایوانهای ظریفش، نمونههایی از بهشت زمینی در معماری اسلامی هستند. دیوارهای الحمرا پوشیده از ظریفترین گچبریها و کتیبههای شاعرانه است که ذکر «لا غالب الا الله» (هیچ پیروزی جز از جانب خدا نیست) بارها بر آنها تکرار شده است.
هنر در سرزمینهای شرقی: ایران بزرگ و آسیای میانه
ایران پس از اسلام، به تدریج هویت مستقلی در هنر اسلامی یافت. سلسلههای ایرانیتبار مانند سامانیان، غزنویان و سلجوقیان، نقش مهمی در احیای زبان و فرهنگ فارسی و نیز شکوفایی هنر اسلامی ایفا کردند.
دورهٔ سلجوقی: شکوفایی معماری و هنر
سلجوقیان در سدههای یازدهم و دوازدهم میلادی، امپراتوری وسیعی از آسیای میانه تا آناتولی را تحت سلطه خود درآوردند. آنان با ساخت مساجد، مدارس علمیه و کاروانسراهای عظیم، معماری ایرانی را متحول کردند. استفاده از گنبدهای دوپوسته آجری، ایوانهای بلند و تزئینات گچبری و آجرکاری از ویژگیهای بارز معماری سلجوقی است. مسجد جامع اصفهان با حیاط چهارایوانیاش که الگویی برای مساجد بعدی ایران شد، و منارههای عظیمش، یکی از شاهکارهای این دوره است. در این دوره، هنر فلزکاری با تکنیک «طلاکوبی» (اینله) روی برنز و نقره به اوج خود رسید و اشیای نفیسی با نقوش انسانی و حیوانی و کتیبههای خوشنویسی ساخته شد.
ایلخانان و تیموریان: عصر باشکوه کتابآرایی
حمله مغول در سدهٔ سیزدهم میلادی، ویرانیهای عظیمی به بار آورد، اما ایلخانان مغول که بعدها اسلام آوردند، حامیان بزرگ هنر و فرهنگ شدند. در این دوره، هنر کتابآرایی و نگارگری (مینیاتور) ایرانی شکوفا شد. تأثیر هنر خاور دور (چین) در نقوش ابرها، اژدها و سیمرغها در نگارگری این دوره آشکار است. بزرگترین حامیان هنر در این دوره، تیموریان بودند. هرات (در افغانستان امروزی) در سدهٔ پانزدهم میلادی به مرکز هنر کتابآرایی جهان اسلام تبدیل شد. هنرمندانی مانند کمالالدین بهزاد، مکتب هرات را بنیان نهادند که در آن، ظرافت خط، غنای رنگ و دقت در جزئیات و ترکیببندی به کمال رسید. شاهکارهایی مانند شاهنامههای مصور و خمسه نظامی از این دوره به جای مانده است.
صفویان: تلفیق مذهب و هنر
با روی کار آمدن سلسلهٔ صفوی در اوایل سدهٔ شانزدهم و اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی ایران، فصل نوینی در هنر ایران گشوده شد. اصفهان در دوره شاه عباس بزرگ به عنوان پایتخت، به یکی از زیباترین شهرهای جهان تبدیل شد. میدان نقش جهان، مسجد شاه (امام)، مسجد شیخ لطفالله و کاخ عالیقاپو، نمونههای بینظیری از معماری و شهرسازی صفوی هستند. در این مساجد، هنر کاشیکاری هفترنگ به اوج خود رسید و سطوح بناها را با نقوش گل و بوته و خطوط اسلیمی پوشاند. نگارگری نیز در این دوره با هنرمندانی همچون رضا عباسی، مسیر تازهای یافت و به سمت پیکرههای منفرد و ظریف با خطهای سیال و رنگهای ملایم گرایش پیدا کرد. قالیبافی نیز به یک صنعت ملی و هنر والا تبدیل شد و قالیهای نفیس ایرانی به عنوان کالایی ارزشمند به اروپا صادر میشد.
هنر در قلمرو عثمانی
امپراتوری عثمانی که از آناتولی برخاست، وارث سنتهای بیزانسی، اسلامی و ایرانی شد و سبکی مستقل و باشکوه را در معماری و هنر پدید آورد.
معماری به سبک سنان
اوج معماری عثمانی در سدهٔ شانزدهم و با ظهور معمار بزرگ، معمار سنان رخ داد. سنان با ساخت دهها مسجد، پل و بناهای عمومی، توانست گنبدهای عظیم بیزانسی (مانند ایاصوفیه) را با ظرافت و تناسب اسلامی درآمیزد. شاهکار او، مسجد سلیمانیه در استانبول، مجموعهای عظیم مشتمل بر مسجد، مدارس، بیمارستان و حمام است که با گنبد مرکزی باشکوه و منارههای باریکش، بر فراز تپههای استانبول قد علم کرده است. مسجد سلیمیّه در ادرنه که در اواخر عمر سنان ساخته شد، اوج هنر او در خلق فضایی یکپارچه در زیر گنبدی عظیم است. معماری عثمانی بر سادگی، استحکام و عظمت فضاهای داخلی تأکید داشت و تزئینات در آن نسبت به معماری ایرانی و مغربی، بسیار محدودتر بود و بر کاشیکاریهای ایزنیک با نقوش گلهای لاله، میخک و سنبل متمرکز میشد.
هنرهای کتاب و خوشنویسی
عثمانیها نیز مانند دیگر سلسلههای اسلامی، به هنر کتاب اهمیت میدادند. آنان سبک خاص خود را در نگارگری (مینیاتور) توسعه دادند که بر ثبت وقایع تاریخی و صحنههای درباری (مانند جشنها و لشکرکشیها) با دقت و واقعگرایی تمرکز داشت. خوشنویسی نیز در دوره عثمانی به جایگاه والایی رسید و خوشنویسانی مانند حمدالله اماسی و حافظ عثمان، قواعد خط نسخ و ثلث را به کمال رساندند و سبک عثمانی را در خوشنویسی تثبیت کردند. قرآنهای خطی نفیس و لوحهای خوشنویسی (قرهلَمه) از مهمترین دستاوردهای هنری این دوره هستند.
شاخههای اصلی هنر اسلامی
خوشنویسی: شریفترین هنرها
در جهان اسلام، خوشنویسی همواره به عنوان شریفترین هنرها شناخته میشود، زیرا واسطهای برای نگارش کلام الله (قرآن) است. خوشنویسی از یک ابزار ساده برای نگارش، به یک هنر والا و پیچیده تبدیل شد. قلمهای اصلی خوشنویسی اسلامی عبارتند از:
- خط کوفی: قدیمیترین خط اسلامی با زاویهدار و خشک. در قرآنهای اولیه و کتیبههای معماری استفاده میشد و بعدها گونههای تزئینی آن (کوفی تزئینی، کوفی گلدار) پدید آمد.
- خط نسخ: خطی گرد و خواناتر که برای کتابت قرآن و متون علمی رایج شد.
- خط ثلث: خطی با شکوه و پرپیچ و تاب که بیشتر در کتیبههای معماری و عناوین سورهها به کار میرفت.
- خط محقق و ریحان: از خطوط بزرگ و متناسب در قرآنهای عظیم الجثه.
- خط تعلیق و نستعلیق: خطوطی که در ایران توسعه یافتند. نستعلیق که به «عروس خطوط اسلامی» معروف است، خطی ظریف، سیال و بسیار زیباست که برای سرودن اشعار فارسی و متون ادبی ایدهآل است.
- خط شکسته نستعلیق: گونهای روانتر و سریعتر از نستعلیق.
تزئینات هندسی و اسلیمی
هنرمند مسلمان با پرهیز از ترسیم موجودات زنده در فضاهای مذهبی، به خلق نقوش انتزاعی روی آورد که بیانگر بینهایت بودن خداوند و نظم حاکم بر جهان هستی است.
- نقوش هندسی: با استفاده از تکرار دایره، مربع و چندضلعیهای منتظم، شبکههای پیچیدهای خلق میشد که تا بینهایت قابل گسترش بودند. گرههای هندسی چوبی و کاشیکاری نمونههای بارز این هنر هستند.
- نقوش اسلیمی: نقوش گیاهی انتزاعی شده با پیچشهای مداوم و بیپایان. اسلیمی نمادی از حرکت دائمی و حیات جاری در طبیعت است. این نقوش با ظرافت تمام، سطوح بناها، صفحات کتاب و اشیای فلزی را میپوشانند.
معماری: مسجد، مدرسه، کاخ و کاروانسرا
معماری اسلامی طیف وسیعی از بناها را دربرمیگیرد:
- مسجد: مهمترین بنای اسلامی، محل عبادت و تجمع مسلمانان. انواع آن شامل مساجد شبستانی (ستوندار) و مساجد ایوانی است.
- مدرسه: محل آموزش علوم دینی که معماری آن معمولاً شامل حیاط مرکزی و چهار ایوان در چهار طرف آن است (الگوی چهارایوانی).
- مقبره (گنبدخانه): بناهایی با پلان متمرکز (چلیپایی، مربع یا هشتضلعی) و پوشیده از گنبد برای بزرگداشت شخصیتهای مهم.
- کاروانسرا: بناهای میانراهی برای اسکان موقت کاروانیان و کالاها، با حیاطی وسیع و انبارها و اصطبلهای پیرامون آن.
- کاخ: اقامتگاه خلفا و سلاطین که اغلب شامل بخشهای عمومی (بارعام) و خصوصی (حرمسرا) و باغهای وسیع بودند. مفهوم باغ بهشت (پردیس) با حوضها و جویهای آب، تأثیر عمیقی بر طراحی کاخها و باغهای اسلامی داشته است.
هنرهای صناعی: سفال، فلز، شیشه و پارچه
هنرمندان مسلمان در هنرهای کاربردی نیز به مهارتهای بینظیری دست یافتند:
- سفالگری: از سفالهای لعابدار ساده تا شاهکارهای زرینفام (لُستر) و سفالینههای مینایی (هفترنگ) در ایران.
- فلزکاری: ساخت اشیای برنزی و نقرهای با تکنیک طلاکوبی (اینله) و نقوش ظریف. کارگاههای موصل در عراق و خراسان در ایران از مراکز مهم فلزکاری بودند.
- شیشهگری: تولید شیشههای دمیده با تزئینات قالبی و نقاشی با لعابهای رنگی. شیشههای میناکاری شده سوریه و مصر از شهرت جهانی برخوردارند.
- منسوجات و قالی: پارچههای ابریشمی و دیبای یمن، ایران و بیزانس شهرت داشتند. قالیهای ایرانی، ترکی و مصری نه تنها برای کف، که به عنوان آثار هنری و سرمایهای ارزشمند بافته میشدند. قالیچههای اردبیل (محفوظ در موزههای ویکتوریا و آلبرت و لسآنجلس) از باشکوهترین نمونههای قالی ایرانی هستند.
نگارگری (مینیاتور)
نگارگری اسلامی که بیشتر در ایران، عثمانی و هند (گورکانیان) شکوفا شد، هنری برای تصویرسازی کتابهای ادبی و تاریخی بود. این هنر با رنگهای زنده، ترکیببندیهای پیچیده و بیتوجهی به قوانین پرسپکتیو خطی (نگاه از بالا)، فضایی شاعرانه و خیالانگیز خلق میکند. مکاتب مهم نگارگری عبارتند از: مکتب بغداد (دوره عباسی)، مکتب تبریز (ایلخانی)، مکتب شیراز (آل اینجو و مظفری)، مکتب هرات (تیموری)، مکتب تبریز (صفوی) و مکتب اصفهان (صفوی).
تأثیرات متقابل هنر اسلامی و غرب
ارتباط هنر اسلامی و اروپا هرگز یکطرفه نبوده است. در قرون وسطی، هنر اسلامی از طریق اندلس و سیسیل بر هنر اروپا تأثیر گذاشت. طاقهای نعل اسبی و گچبریهای ظریف در معماری رومانسک اروپا دیده میشود. در دوره رنسانس، تأثیرپذیری معکوس شد و برخی عناصر هنر اروپایی مانند پرسپکتیو و نقوش فیگوراتیو در نگارگری ایران (به ویژه در دوره صفوی) راه یافت. در سدههای نوزدهم و بیستم، هنر اسلامی بار دیگر الهامبخش هنرمندان و معماران غربی شد. جنبش شرقشناسی در نقاشی و طراحی، و نیز استفاده از نقوش هندسی و تزئینات اسلیمی در معماری آرتدکو، از نمونههای این تأثیرگذاری هستند. امروزه نیز هنرمندان معاصر جهان اسلام و غرب به بازخوانی و بازآفرینی میراث هنر اسلامی در قالبهای نوین میپردازند.
نتیجهگیری: میراث ماندگار هنر اسلامی
هنر اسلامی، سفری هزارساله در امپراتوریها و فرهنگهای گوناگون، توانست زبانی بصری واحد و در عین حال متنوع خلق کند. این هنر، فراتر از مرزهای جغرافیایی و قومی، توانسته است پیامهای عمیق معنوی و زیباییشناسانه خود را به جهانیان منتقل کند. از گنبدهای فیروزهای اصفهان گرفته تا کاشیهای زرینفام قرطبه و خطوط سیاهقلم استانبول، هنر اسلامی همچنان به عنوان گنجینهای از خلاقیت، ایمان و نظم، نه تنها برای مسلمانان، که برای تمام بشریت الهامبخش و شگفتانگیز است. مطالعه این هنر، دریچهای به فهم عمیقتر فرهنگ و تمدن اسلامی و جایگاه آن در تاریخ جهان میگشاید.
در حال بارگیری نظرات...