تصور کنید در اتاقی تاریک، دو شطرنجباز حرفهای روبهروی هم نشستهاند. یکی از آنها مهرههایش را با ظرافت یک جراح حرکت میدهد، بیآنکه حتی صدای نفسهایش شنیده شود. دیگری تخته را با منابع بیانتهایش پوشانده و هر حرکت را با بمباران اطلاعاتی و تکنولوژیکی پاسخ میدهد. این تصویری است از نبرد ابدی میان دو غول دنیای اطلاعات: موساد در برابر سیا. این سوال که کدام یک قویتر است، مثل مقایسه سم یک عقرب با قدرت یک گاو وحشی است. هر دو میتوانند بکشند، اما روشها و میدانهای نبردشان کاملاً متفاوت است.
این فقط یک بحث آکادمیک نیست؛ این رقابت، سرنوشت خاورمیانه را رقم زده است، از ترور دانشمندان هستهای در قلب تهران گرفته تا انفجار پیجرها در لبنان و نفوذ در بالاترین سطوح قدرت در واشنگتن. در این مقاله، لایههای پنهان این دو سازمان را میشکافیم و با معیارهای جاسوسی انسانی (HUMINT)، ترور هدفمند، جنگ سایبری و قدرت نفوذ سیاسی آنها را مقابل هم قرار میدهیم.
ریشههای قدرت: زورآزمایی بودجه و مأموریت
برای درک قدرت واقعی، ابتدا باید مقیاسها را بسنجیم. سیا با بودجهای تخمینی نزدیک به ۱۵ میلیارد دلار در سال، یک غول بوروکراتیک است. این سازمان نه تنها جاسوسی میکند، بلکه ماهوارههای فوقپیشرفته را در فضا میچرخاند، ناوگانی از پهپادها را مدیریت میکند و ارتش سایبری عظیمی دارد. در مقابل، موساد با بودجهای حدود ۳ میلیارد دلار عمل میکند. اما همانطور که ضربالمثل اسرائیلی میگوید: “نه با قدرت، بلکه با خردمندی.”
تفاوت کلیدی در مأموریتهاست. سیا باید تهدیدات را در سراسر کره زمین رصد کند؛ از جاهطلبیهای هستهای کره شمالی گرفته تا فعالیتهای روسیه در قطب شمال. این یک سازمان “جهانگستر” است. موساد اما یک “سلاح نقطهزن” است. مأموریت اصلی آن بقای اسرائیل در محیطی متخاصم در شعاع چند صد کیلومتری است. تمرکز وسواسگونه موساد روی یک منطقه خاص، به آن عمق استراتژیک بخشیده که سیا با وجود همه قدرتش، در آن نفوذ کمتری دارد.
نقل قول از یک مأمور سابق سیا: “ما اطلاعات جمعآوری میکنیم تا به سیاستمداران گزینه بدهیم. آنها [موساد] اطلاعات جمعآوری میکنند تا امشب عملیات کنند. این تفاوت بین یک کتابخانه و یک چاقو است.”
جنگجویان سایه: نیروی انسانی در برابر تکیه بر تکنولوژی
اینجاست که شکاف بزرگ خود را نشان میدهد: هومینت (HUMINT) در برابر سیگینت (SIGINT). هر دو سازمان در هر دو حوزه خبرهاند، اما اولویتها و ریسکپذیریها متفاوت است.
موساد به شدت به جاسوسان انسانی متکی است. شبکه میتسویم (Mitsvah) یا همان افسران پرونده، افسانهای هستند. آنها نه تنها اطلاعات جمعآوری میکنند، بلکه در قلب جوامع دشمن نفوذ کرده و شبکههای عملیاتی محلی ایجاد میکنند. موساد نشان داده که حاضر است برای جاسازی یک مأمور در پوشش یک تاجر اروپایی، ماهها و سالها زمان صرف کند، درست مانند عملیاتهای پیچیدهاش در ایران که به ترور محسن فخریزاده منجر شد. این سازمان، هنر فراموششده جاسوسی کلاسیک را با بیرحمی ترکیب کرده است.
در آن سوی میدان، سیا پس از حادثه ۱۱ سپتامبر به شدت به سمت تکنولوژی چرخید. امروز، پنتاگون و سازمانهای اطلاعاتی آمریکا بر روی شنود الکترونیک (NSA) و تحلیل دادههای کلان (Big Data) حساب ویژهای باز میکنند. پهپادهای ریپر (Reaper) با امضای حرارتی، الگوریتمهای تشخیص چهره و ماهوارههای جاسوسی که میتوانند از فضا پلاک ماشین شما را بخوانند. با این حال، این اتکای بیش از حد به تکنولوژی ضعفهایی ایجاد کرده است. به قول هنری کیسینجر:
“ماهوارهها میتوانند موشکها را بشمارند، اما نمیتوانند نیت رهبران را بخوانند.”
شکستهای اطلاعاتی بزرگ سیا، مثل ناتوانی در پیشبینی دقیق حمله روسیه به اوکراین یا سرعت فروپاشی دولت افغانستان، اغلب ریشه در کمبود منابع انسانی روی زمین دارد. در حالی که موساد با شبکهای از خبرچینها در سوریه و لبنان، اغلب پیش از وقوع رویدادها آن را استشمام میکند.
مقایسه توان عملیاتی: جدال بر سر بقا
برای درک تفاوتها، هیچ چیز گویاتر از مقایسه دکترین عملیاتهای مخفی نیست:
| معیار | موساد | سیا | ریسکپذیری | بسیار بالا؛ عملیات در عمق خاک دشمن | محتاطانه؛ ترجیح عملیات با قطعیت انکار بالا | واکنش | سریع و قاطع؛ مانند ترور اسماعیل هنیه در تهران | کند و حقوقی؛ نیازمند تأییدیههای متعدد واشنگتن | استراتژی | “چمنزنی”؛ حذف دورهای تهدیدات | “شکار”؛ هدفگیری دقیق رهبران کلیدی با پهپاد | نفرت انگیزی | ایجاد رعب شخصی در دشمنان | ایجاد قدرت بازدارندگی سیستماتیک |
|---|
آناتومی یک شکست تحقیرآمیز: نفوذ موساد در سیا
برای پاسخ به این سوال که چه کسی در نبرد سایهها پیروز است، شاید بد نباشد به بزرگترین شکست امنیتی تاریخ سیا نگاه کنیم. در طول دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، جاناتان پولارد، تحلیلگر نیروی دریایی آمریکا، حجم عظیمی از اسناد فوقسری را به اسرائیل تحویل داد. اما داستان به همین جا ختم نشد. گزارشهای متعددی از نفوذ عمیق موساد در جامعه اطلاعاتی آمریکا وجود دارد.
افسران سابق افبیآی (FBI) بارها اعتراف کردهاند که جاسوسهای اسرائیلی در واشنگتن با چنان گستاخیای عمل میکردند که گویی “مهمان” هستند، نه دشمن. این ضعف ذاتی سیا در حفاظت از اطلاعات در برابر متحدان است. موساد به خوبی میداند که ارزشمندترین اطلاعات سیا، نه در مسکو یا پکن، بلکه در لانگلی یافت میشود. اسرائیل با نفوذ در کنگره، لابیهای قدرتمند و دستگاه اطلاعاتی آمریکا، گاهی سیا را به عنوان یک منبع اطلاعاتی بزرگ تلقی میکند تا یک رقیب.
میدان نبرد ایران: جایی که برتری موساد آشکار میشود
اگر به دنبال قضاوت نهایی هستید، به ایران نگاه کنید. ایران حیاط خلوت استراتژیک سیا نیست، بلکه زادگاه موساد است. سیا برای دههها تحریمها را مدیریت کرده و ارزیابیهای بلندمدت از برنامه هستهای ارائه داده است. اما این موساد بود که به قلب برنامه هستهای ایران نفوذ کرد.
عملیات سرقت اسناد هستهای از انبار در قلب تهران در سال ۲۰۱۸ را به یاد بیاورید. موساد موفق شد نیم تن اسناد محرمانه را از زیر چشم سپاه پاسداران خارج کند. این ضربهای نبود که با یک ماهواره یا یک بدافزار زده شود؛ این نتیجه هوش انسانی عمیق، برنامهریزی دقیق و جسارت عملیاتی بود. سیا معمولاً قادر به انجام چنین عملیاتهای فیزیکی در عمق خاک کشورهایی مانند ایران نیست و بیشتر به جنگ سایبری متکی است.
اما انصافاً نباید از پروژههای مشترک گذشت. بدافزار استاکسنت (Stuxnet) یک شاهکار بود. گرچه جرقه اولیه آن بحثبرانگیز است، اما بسیاری آن را حاصل همکاری نادر میان واحد ۸۲۰۰ اسرائیل و NSA/CIA آمریکا میدانند. این کد مخرب، سانتریفیوژهای نطنز را از کار انداخت و ثابت کرد وقتی این دو غول با هم متحد شوند، میتوانند فیزیک را بدون شلیک یک گلوله تغییر دهند.
فرهنگ سازمانی: کافه تریا در برابر کماندوها
تفاوتها از درون شروع میشود. لانگلی (مقر سیا) یک محوطه دانشگاهی وسیع با کافهتریا، استارباکس و سالنهای ورزشی است. کارمندان سیا تحلیلگران و بوروکراتهای نسل سوم و چهارم هستند که بسیاری از آنها مشاغل خود را به عنوان یک شغل دولتی میبینند. در مقابل، مقر موساد یک قلعه نظامی در شمال تلآویو است. افسران موساد به ندرت بازنشسته میشوند، آنها “بازنشسته” میشوند اما تا پایان عمر در خدمت هستند. فرهنگ در موساد، فرهنگ یک کماندو است: چابک، بیتکلف و نتیجهگرا.
یک دیپلمات اروپایی میگوید: “در جلسات با سیا، پاورپوینت میبینید. در جلسات با موساد، یک قهوه تلخ مینوشید و یک نقشه روی دستمال کاغذی میکشند. آنها فروشنده نیستند، شکارچی هستند.”
این چابکی باعث میشود موساد در عملیاتهای کوچک و سریع بینظیر باشد. اما همین بیپروایی گاهی فاجعه میآفریند. ترور نافرجام خالد مشعل، رهبر حماس، در اردن با جعل پاسپورت کانادایی، یک رسوایی دیپلماتیک عظیم بود. اینجاست که سیا برتری مییابد: منابع و عمق دیپلماتیک. اگر یک مأمور سیا در پاکستان گیر بیفتد، وزارت خارجه آمریکا وارد عمل میشود. اگر افسر موساد در عمق خاک ایران غافلگیر شود، احتمالاً سرنوشت خونباری در انتظارش خواهد بود.
پاسخ نهایی به معمای قدرت
خب، موساد قویتر است یا سیا؟ پاسخ این است: بستگی دارد زمین بازی کجا باشد.
اگر نبرد در یک جنگل بتنی در خاورمیانه باشد، جایی که هر گوشه کمین است و اعتماد مفهومی ندارد، موساد با اختلاف برنده است. آنها سریعتر، بیرحمتر و چابکتر هستند. آنها یک چاقوی ضامندار در یک دعوای خیابانی هستند.
اما اگر نبرد در مقیاس جهانی، در فضا، در اعماق اینترنت کوانتومی و در راهروهای قدرت جهانی باشد، سیا قدرتی بیرقیب دارد. آنها یک ناو هواپیمابر هستند که میتواند کل یک قاره را تحت تأثیر قرار دهد. سیا میتواند اقتصاد یک کشور را هدف بگیرد، ارتشهای شورشی را مسلح کند و پرده از اسرار کیهانی بردارد.
حقیقت نهایی اما تلخ است: موساد قویتر است چون سیا را تسخیر کرده است. توانایی اسرائیل در تأثیرگذاری بر سیاست خارجی آمریکا از طریق کنگره و لابیهایش، باعث شده که سیا گاهی نه به عنوان یک متحد برابر، بلکه به عنوان یک غول نیمهخواب عمل کند که موساد آن را در مسیر دلخواه خود هدایت میکند. در نبرد سایهها، گاهی این شمشیرزن کوچک است که مسیر حرکت فیل بزرگ را تعیین میکند. موساد شاید نتواند دنیا را فتح کند، اما در فتح کردن سیا، استادانه عمل کرده است.